خرید بک لینک

کودکی با پای برهنه بر روی برفها

ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی

نگاه می کرد زنی... در حال عبور او

را دید، او را به داخل فروشگاه برد و

برایش لباس و کفش خرید و گفت:

مواظب خودت باش کودک پرسید:

ببخشید خانم شما خدا هستید؟

زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط

یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت:

می دانستم با او نسبتی داری

برچسب: عشق وجنون انثى,عشق بازی,عشق النساء,عشق یعنی,عشق ممنوع,عشق چیست,عشق وجزاء,عشق من,عشق چت,عشق الممنوع, نویسنده: نیکا کریمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:26

صفحه بندی